شمس الدين محمد بن احمد خفرى

19

تعليقه بر الهيات شرح تجريد ( فارسي )

باشند ، مستلزم امر محالى نيست . زيرا هر طبيعت نوعى يا به بيان ديگر هر واحد نوعى داراى افراد بسيارى است كه هميشه بعضى از افراد آن به جهت تام بودن علّت ، موجود و برخى ديگر از افراد به جهت ناقص بودن علّتشان به مرحلهء تحقّق و وجود نرسيده‌اند ؛ و چون موضوع در طبيعت نوعى متعدّد است نه واحد ، پس علّت وجودى فردى از يك نوع براى فرد ديگرى از همان نوع مستلزم محال نيست ، چون فردى از وجود متقدّم است ، در حالى كه فرد ديگرى از آن متأخّر مىباشد . و يا مىتوان مطلب را به نحو ديگرى نيز لحاظ كرد و گفت : وجود به اعتبار مرتبه يا مراتبى مبدأ دارد ، و از سوى ديگر به اعتبار مرتبهء ديگرش كه همان مرتبهء واجب است - داراى مبدأ نمىباشد . پس اگر مقصود از لزوم دور و تقدّم شيء بر نفس در مفهوم كلّى باشد ، اشكالى ندارد . زيرا دور يا تناقض در مفاهيم كلّى به اعتبار اختلاف و تعدّد افراد جائز است ؛ و اگر مراد ، دور و تناقض در افراد است ، چون افراد متعدّدند و يا داراى درجات و مراتب مختلف هستند ، دور و تناقض در آنها باطل نيست . زيرا در حقيقت ، دور يا تناقض ميان دو فرد مختلف واقع شده است ؛ نظير شبههء مرغ و تخم‌مرغ كه گفته‌اند : وجود تخم‌مرغ متوقف است بر وجود مرغ ، و وجود مرغ هم متوقف است بر وجود تخم‌مرغ ؛ و اين گونه گمان كرده‌اند كه محذور دور لازم مىآيد ، در حالى كه وجود مرغ كه بر وجود تخم‌مرغ توقف دارد ، مقصود آن تخم‌مرغ اوّلى نيست ، بلكه بر فرد ديگرى از تخم‌مرغ توقف دارد ، و لذا مفسدهء دور در آن واقع نمىشود . » « 1 » به همين جهت ملّا صدرا مىگويد : « مراد از « موجود ما » و « ايجاد ما » طبيعت مرسله است ؛ و در اين گونه از توقفها كه ميان افراد طبيعت يافت مىشود ، فردى از طبيعتى بر فرد ديگرى از طبيعت ديگر توقف دارد ، نه آنكه فرد شخصى بر خودش

--> ( 1 ) . ر . ك : شواهد الربوبية ، شاهد سوم ، اشراق نهم ، ص 47 و شرح شواهد الربوبية دكتر جواد مصلح ، همين بخش ، ص 75 .